|





از اینجا شروع میشه که خانواده ی جاستین یکی از پولدار ترین افراد کانادا بودن و همیشه دوست داشتن اگه بچشون پسر یا دختر بشه یه خواننده توپ بشه...
بالاخره وقتی بچه دار میشن پسر میشه و اسمشو میزارن جاستین و تا ۵ سالکی روحیه جاستینو تو خوانندکی حمایت میکنن...
از ۵ سالگه به بعد جاستین فکر بزرگترین خواننده شدن میزنه به سر جاستین و با حمایت مالی پدر و مادرش به کلاس های ( پیانو ـ گیتار ـ خوانندگی و ... ) میره و به بیشتر کنسرت های بزرگ میرفته تا روحیشو قوی تر کنه...
وقتی جاستین کلاس های اموزشیش رو به طور کامل در ۱۴ سالکی تموم میکنه...
شروع میکنه به تبلیغات از خودش توی رادیو و تلویزیون...
و بالاخره در در ۱۵ سالگی هم البومشو به نام جهان من بیرون میده که جزو ۱۰ تا البوم برتر هفته میشه و بهترین اهنگشم اهنگ بیبی میشه که بعد اون در حال حاظر جاستین داره ک اهنگ هاشو بیرون میده...
در ۱۶ سالگی هم کاره وان تایم رو بیرون میده و بعد از چند وقت موزیک ویدیو ان را بیرون میده که تو دهن میفته.... و النم جدید ترین اهنگش با اسم تو الان کخایی هست که غمگینه و در همین بلاک نیز برای دانلود گذاشته شده...![]()
![]()


|
| |
| دو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بسیار قدیمى بودند. هنگامى که بهمن در بستر مرگ بود، خسرو هر روز به دیدار او می رفت. یک روز خسرو گفت: «بهمن جان، ما هر دو عاشق فوتبال بودیم و سالهاى سال با هم فوتبال بازى می کردیم. لطفاً وقتى به بهشت رفتى، یک جورى به من خبر بوده که در آن جا هم می شود فوتبال بازى کرد یا نه؟» بهمن گفت: «خسرو جان، تو بهترین دوست زندگى من هستى. مطمئن باش اگر امکانش بود حتماً بهت خبر می دهم.» چند روز بعد بهمن از دنیا رفت. یک شب، نیمه هاى شب، خسرو با صدایى از خواب پرید. یک شیء نورانى چشمک زن را دید که نام او را صدا می زد: خسرو، خسرو... خسرو گفت: کیه؟ منم، بهمن. تو بهمن نیستى، بهمن مرده! باور کن من خود بهمنم... تو الان کجایی؟ بهمن گفت: در بهشت! و چند خبر خوب و یک خبر بد برات دارم. خسرو گفت: اول خبرهاى خوب را بگو. بهمن گفت: اول این که در بهشت هم فوتبال برقرار است. و از آن بهتر این که تمام دوستان و هم تیمی هایمان که مرده اند نیز اینجا هستند. حتى مربى سابقمان هم اینجاست. و باز هم از آن بهتر این که همه ما دوباره جوان هستیم و هوا هم همیشه بهار است و از برف و باران خبرى نیست. و از همه بهتر این که می توانیم هر چقدر دلمان می خواهد فوتبال بازى کنیم و هرگز خسته نمی شویم. در حین بازى هم هیچ کس آسیب نمی بیند. خسرو گفت: عالیه! حتى خوابش را هم نمی دیدم! راستى آن خبر بدى که گفتى چیه؟ بهمن گفت: مربیمون براى بازى جمعه اسم تو را هم توى تیم گذاشته! |
![]()
فردي كه چنين شغلي را برعهده ميگيرد بايد هر روز به ميان خيل عظيمي جوجه تازه از تخم درآمده برود تا پي ببرد كدام نر و كدام ماده هستند، در پايان نيز آنها را از يكديگر جدا كند...
مشاغل عجيب و غريب دنيا كم نيستند. اما در ميان همان مشاغل عجيب هم بايد به چند مورد اشارهاي ويژه داشته باشيم كه اصولا روي تركيب «عجيب و غريب» را سفيد كردهاند. آنچه در پي ميآيد نگاهي است به همين مشاغل.
محافظ پلهاي متحرك
فردي كه بايد هر شش ماه يك بار به طور رسمي پلهاي متحرك را بالا و پايين ببرد و مطمئن شود كه آنها معيوب نيستند.
آدامس پاككن
آدامس پاككنها بايد با كمك دستگاههاي مخصوص توليدبخار آدامسهاي چسبيده شده به پيادهروها، نيمكتهاي كنار خيابانها و هر جايي ديگر كه آنها چسبيده باشند، بكنند و محل آغشته شده را تميز كنند.
جداكننده جوجههاي نر و ماده
فردي كه چنين شغلي را برعهده ميگيرد بايد هر روز به ميان خيل عظيمي جوجه تازه از تخم درآمده برود تا پي ببرد كدام نر و كدام ماده هستند، در پايان نيز آنها را از يكديگر جدا كند.
مغزخاليكن
منظور ما از «مغزخالي كن» آن دسته از افرادي نيستند كه مدام سوال و اطرافيانشان را كلافه ميكنند، بلكه مغزخاليكني شغلي رسمي و محترمانه است و فردي كه چنين حرفهاي را انتخاب ميكند بايد هر روز در كشتارگاهها حاضر شود، سر حيوان ذبح شده را روي ميز قرار دهد يا به يك قلاب آويزان كند و سپس جمجمه را شكافته و مغز آن را كه در برخي از كشورها غذايي بسيار لذيذ محسوب ميشود، خارج كند.
چشنده غذاي سگ
بله، در كشورهايي كه غذاي مخصوص سگ توليد ميشود، اين انسانها هستند كه بايد وظيفه چشيدن غذاي سگها را براي كارخانههاي توليدكننده اين نوع محصولات انجام دهند و نسبت به مناسب بودن طعم آن براي اين حيوانات خانگي اطمينان حاصل كنند. البته اين مساله هميشه اعتراض گروههايي را هم در پي داشته است.
مورچهگير
شايد شما هم جزو آن دسته از مردمي باشيد كه در دوران كودكي صاحب يك مزرعه كوچك مورچه بودهايد. پس لازم است بدانيد بعضي از آن مورچهها متعلق به مزارع بسيار بزرگتر هستند و در اين مكانها پرورش يافتهاند. اما رفتن به مناطق جنگلي و بياباني و دفن كردن مورچهها براي پرجمعيت كردن آن مزارع بزرگ راهي براي امرار معاش بعضي از مردم است. واقعا تعجبآور است كه چطور آنها ميتوانند اين حشرات را گرفته و به صورت محموله دريايي به نقاط ديگر جهان ارسال كنند!
ژله پركن شيرينيهاي دونات
فردي كه شغل وي پركردن دوناتها با ژله است بايد صاحب دستاني ماهر و اعصابي فولادين باشد، زيرا تنها مقدار ناچيزي ژله اضافه - بمب ! - ميتواند دوناتها را مانند يك نارنجك دستي منفجر و متلاشي كند.
ساقدوش عروس كرايهاي
در برخي از كشورها كه داشتن ساقدوش عروس جزو جدانشدني مراسم ازدواج و عروس خانم نيز از داشتن دوستان و اقوام نزديك بيبهره است، چه كسي بايد وظيفه ساقدوشي را انجام دهد و وي را در اين مراسم به يادماندني همراهي كند؟ خيلي ساده است عروس خانم بايد دست به جيب شود تا ساقدوش كرايهاي اين نقش را ايفا كند.
توپ گلف جمعكن
توپ گلف جمعكنها افرادي هستند كه هر تالاب، درياچه يا بستر آبي را كه در نزديكي زمينهاي گلف واقع شده، به دقت جستوجو ميكنند تا شايد توپ گلف مفقود شدهاي را بيابند، آن را بار ديگر جلا دهند و مجددا به فروش برسانند. شايد در نگاه نخست اين شغل چندان پر درآمد به نظر نرسد اما گفته ميشود اين افراد روزانه دستكم 3000 توپ گلف جمع ميكنند.
داور بو
داورهاي بو معمولا در صنايع مختلف مشغول به كار ميشوند. براي مثال برخي از داورهاي بو براي كارخانههاي توليدكننده بو زداهاي زير بغل (دئودورانتهاي زير بغل) كار ميكنند و از جمله وظايف آنها اين است كه زير بغل افرادي كه دئودورانتهاي مختلف را استفاده كردهاند، ببويند. برخي از آنها نيز به استخدام كارخانههاي توليدكننده دهانشويه در ميآيند و كار آنها بو كردن دهان افرادي است كه دهانشويههاي مختلف را مصرف كردهاند!
كنترلچي چيپسهاي سيبزميني
وظيفه اين افراد بررسي چيپسهاي سيبزميني در خط مونتاژ كارخانههاي چيپسسازي است تا مطمئن شوند كه اين مواد غذايي سرخ شده، پرچرب و ناسالم از نظر فني معيوب نباشند اما كاري به طعم و خوشمزه بودن يا نبودن آنها ندارند!
كنترلچي تخممرغها
كاركنترل چي تخممرغها بررسي تخممرغها از نظر ترك و اختلالات ديگر قبل از درجهبندي و مهر تاييد زدن روي آنهاست. اگر عادت به نوشيدن زياد چاي يا قهوه داريد، نبايد اين شغل را انتخاب كنيد چون وقت اين كار را به دست نخواهيد آورد و حتما در اين حرفه با شكست مواجه خواهيد شد.
تخممرغ شكن
وظيفه تخممرغشكن درست برعكس كنترلچي تخممرغها است. زيرا اين افراد بايد به وسيله يك ميله روي تخممرغها ترك ايجاد كرده و سپس محتويات آنها را به درون دستگاهي بريزند كه سفيدهها را از زردهها جدا ميكند. تصور كنيد وقتي يك كنترلچي تخممرغ با يك تخممرغ شكن ملاقات ميكند چه كشمكشي بين آنها رخ ميدهد!
رنگكار مركبات
مسووليت رنگكار مركبات كه معمولا نارس چيده ميشوند، اين است كه با كمك مواد شيميايي مانند گاز اتيلن و بخار آب كافي به آنها رنگ و ظاهري طبيعي ببخشد و كاري كند كه اين ميوههاي پرفايده كاملا رسيده به نظر رسند.
هنرمند صداساز فيلمها
اين افراد بايد از انواع و اقسام اشيا و در واقع هر وسيلهاي كه آنها را در توليد صداي مورد نظر ياري ميرساند، بهره ببرند تا بتوانند در فيلمها جلوههاي صدا ايجاد كنند. براي مثال، آنها ممكن است براي خلق صداي فردي كه مشت ميخورد از ضربه زدن به هندوانه استفاده كنند يا براي نشان دادن صداي سكوت، تنها خاموش و بيصدا باشند.
چروك صافكن
خير منظور آن دسته از افرادي نيستند كه در صاف كردن چين و چروك چهره مجردهاي سالخورده مهارت دارند، بلكه منظور چروكصافكنهاي كفشهاي توليدي هستند تا زماني كه شما كفشها را در فروشگاهها مشاهده ميكنيد صاف و يكدست و عاري از چين و چروك باشند.